‌ پـــــیـام نــورزاد

‌ ‌ ‌رسانـه‌آموزشــے،کاربردیـ و توسعـ‌ـه کسب و کار (ارسال پیامک انبوه تبلیغاتی)

۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تولیدمحتوا» ثبت شده است.

مذاکره و مصاحبه در مورد حقوق و مزایا یکی از مهم‌ترین موارد در انتخاب شغل است. در این گفتگوی مهم باید از گفتن برخی کلمات کاملاً پرهیزشود

همه‌ی ما در گفتگوهایی که پیرامون افزایش حقوق و دستمزد یا به دست آوردن یک شغل جدید با رئیس و کارفرمای خود داشته‌ایم کلمات و جمله‌هایی را بیان کرده‌ایم که بعدا از گفتن آن پشیمان شده‌‌ایم!

برای راهنمایی گرفتن در مورد چگونگی انجام مذاکرات حقوق و دستمزد به جاش دودی، نویسنده کتاب مذاکرات حقوقی بی پروا مراجعه می‌کنیم.

دودی می‌گوید:

مذاکره‌ی حقوقی نوعی همکاری بوده و یک عنصر کلیدی برای داشتن یک همکاری و ارتباط خوب است. چگونگی رفتار شما برای جلوگیری از سوءتفاهم و ابهام، بسیار موضوع مهمی است و می‌تواند مسائل را پیچیده و روند مذاکره را کند یا تند کند.

دودی به‌ جای نوشتن حرف‌هایی که باید در مذاکرات از آن‌ها استفاده کنیم، در مورد ممنوعیات و حرف‌های نامناسبی هشدار می‌دهد که برای از دست ندادن حقوق خود باید از گفتن آن‌ها اجتناب کرد. در اینجا به ۹ مورد مهمی که هیچ‌وقت نباید در مذاکرات حقوق و دستمزد از آن‌ها حرفی به میان آید، اشاره می‌کنیم.

۱. "در حال حاضر"، مانند "من در حال حاضرهستم ..."

سوالی که استخدام‌کنندگان از داوطلبان می‌پرسند، شبیه به این سوال است: «شما در حال حاضر چقدر حقوق می‌گیرید؟ و انتظار دریافت چه حقوقی را دارید؟» شما نباید به‌ خاطر این سوال رد شوید.

پاسخ دادن به این سوال با استفاده از اعداد، می‌تواند بحث کردن در مورد حقوق در مذاکرات بعدی را سخت‌تر کند؛ زیرا می‌تواند داوطلب را به همان حقوق بیان شده محدود کند. هنگامی که آن‌ها حقوق و دستمزد مد نظرشان را بیان می‌کنند، پیشنهادات دریافتی معمولا نزدیک به این مبلغ خواهد بود. در صورتی‌که شرکت حقوق و دستمزدی بیش از آنچه داوطلب پیشنهاد کرده است را مدنظر داشته باشد، جواب دادن به این سوال، برای داوطلب بسیار زیان آور خواهد بود.‌

۲. "مورد نظر"، مانند "حقوق مورد نظر من ..."

حقوق و دستمزد فعلی و دلخواه خود را بیان نکنید!
مثلا بگوئید:
من راحت نیستم که حقوق و دستمزدم را بیان کنم. ترجیح من تمرکز بر حقوقی است که شرکت شما به من پرداخت خواهد کرد تا حقوقی که اکنون دریافت می‌کنم. من عدد خاصی برای حقوق در نظر ندارم و شما بهتر می‌دانید که مهارت‌ها و تجربه‌های من برای این شرکت چه ارزشی دارد. 

 

۳. "متاسفم"


۴.. "نه" و سایر کلمات منفی


مدام به دنبال بهبود موقعیت خود در مذاکره باشیداین کار رامی‌توان با دوری ازکلمات منفی وتمرکز برکلمات مثبت انجام داد. به‌جای استفاده از «نه برای من فایده‌ای ندارد» (دو کلمه منفی) می‌توانید از «من راحت تر هستم اگر ...» (کلمات مثبت) استفاده کنید. کلمات منفی روند مذاکره راکندمی‌کندممکن است موانعی برای همکاری ایجادکند. استفاده ازکلمات مثبت در بتدا دشوار است، ما با تمرین می‌توان آن را انجام داد.

۵. "بله"

با اینکه این کلمه در هنگام صحبت کردن با یک استخدام کننده بسیار زیاد بیان می‌شود، نظر دودی این است که باید با احتیاط از آن استفاده شود. ممکن است شما پیشنهاد شغلی دریافت کنید

که ظاهرا بسیار عالی به نظر می‌رسد و خیلی بیشتر از انتظار شما باشد. در این صورت غریزه شما، گرایش به پذیرفتن این پیشنهاد دارد؛ زیرا بسیار خوب به نظر می‌رسد.
اما آیا این پیشنهاد واقعا خیلی خوب است؟
در این شرایط ممکن است غرایز برای پذیرفتن این شغل شما را تحت فشار قرار دهند. به‌جای «بله» سعی کنید پیشنهادی حقوقی تنظیم کرده و بررسی کنید در این زمینه تا چه حد قادر به پیشرفت هستید. با شنیدن «بله» به پیشنهاد خودتان، مذاکره را تمام کنید. هنگامی که آن‌ها به شما «بله» می‌گویند و با درخواست‌های شما موافقت می‌کنند، مذاکره را پایان دهید.

۶. "بعداً،" مانند "من می‌توانم بعد از اینکه شروع به کار کردم با آن‌ها معامله کنم.

۷. "سعی کردن"  مانند "آیا می‌توانیم سعی کنیم ...؟"

۸. "بیشتر"، مثل جمله "من بیشتر می‌خواهم ..."

این کلمه به نظر یک کلمه شمارشی است؛ زیرا شما مذاکره می‌کنید تا دستمزد بیشتری به دست بیاورید، با این حال در مذاکرات موفقیت آمیز، به وفور استفاده می‌شود. به‌جای استفاده از این جمله، بر حقوق بیشتر یا مرخصی بیشتر تمرکز کنید و وقت خود را روی یک مورد به‌خصوص صرف کنید.
هنگام مذاکره، خیال‌پردازی نکنید. به این سوال که «چه حقوقی را مد نظر دارید» با ارقام نجومی و تخیلی جواب ندهید.


۹. "می‌خواهم"

در نهایت، کلمه «من‌ می‌خواهم» می‌تواند مذاکرات را به شکل بدی پیش ببرد. استفاده از این کلمه می‌تواند تمام بنیاد مذاکره برای دریافت حقوق بیشتر یا داشتن شایستگی لازم برای گرفتن حقوق بیشتر را، نابود کند. در مذاکره از واقعیات و اسناد استفاده کنید و یک مذاکره قانع کننده داشته باشید. با چاپ و ارائه‌ی فرم حقوقی و مزایای شخصی خود شروع کنید و ارزش و مقدار خود را بدانید. حقوق پایه خود را مطابق با قوانین کاری تعیین کنید.

 

 

۴ ۰

بازاریابی محتوا

بازاریابی محتوا (به انگلیسی: Content marketing) در واقع نوعی از بازاریابی است که به فرایند تولید و به اشتراک‌گذاری محتوایی که باعث حفظ مشتریان قبلی و بدست آوردن مشتریان جدید می‌پردازد. این محتوا و اطلاعات می‌تواند به انواع مختلفی چون اخبار تحلیلی، ویدئو، کتاب الکترونیکی، اینفوگرافی، مطالعه موردی، راهنما و دستور العمل‌ها، سوالات و پاسخ، مقالات و تصاویر و… تولید و منتشر گردد.

بازاریابی محتوا یکی از رویکردهای استراتژیک بازاریابی است که بر تولید و توزیع محتوای ارزشمند، مرتبط و سازگار با اهداف برندها متمرکز شده‌است. بازاریابی محتوا به دنبال جذب، حفظ و تعامل با مخاطبانی است که به وضوح تعریف و شناخته شده هستند. این عمل با هدف هدایت کاربران برای انجام اقداماتی سودده صورت می‌گیرد.

استراتژی محتوا چیست؟

تا به امروز دیدگاه‌ها و نظرات مختلفی، دربارهٔ استراتژی محتوا بیان شده است، اگر بخواهیم پی دلیل آن باشیم به این جواب خواهیم رسید، که هر کس استراتژی مربوط به خودش را با استفاده از تجربیات قبلی دارد!

همانند فرماندهان جنگ هیچ وقت با استراتژی کپی یا مشترک جنگ نمی‌کنند! آن‌ها استراتژی مربوط به خودشان را دارند، در استراتژی محتوا نیز همینگونه است، و اینکه بهترین استراتژی برای کسب و کار y ممکن است بدترین استراتژی برای کسب و کار x باشد.

اما به‌طور کل استراتژی محتوا به قانون‌هایی گفته می‌شود که محتوای تولید شده را ملزم به رعایت آن می‌کند. این قانون‌ها شامل تجربه، شناخت، بررسی و آموخته‌های یک استراتژیست محتواست.

 وجه تمایز بازاریابی محتوا و تبلیغات

بازاریابی محتوا دو تفاوت عمده نسبت به تبلیغات دارد. اول اینکه محتوا را در رسانه‌های تحت مالکیت خود پخش خواهد نمود. چنانچه این محتوا در رسانه‌ای که خریداری شده پخش شود به آن تبلیغات گفته می‌شود. مانند تبلیغات پیامکی. دوم اینکه استراتژی بازاریابی محتوا بیشتر جذب‌کننده است تا تهاجمی، محتوا هرگز مزاحمت ایجاد نمی‌کند بلکه باعث جذب افراد می‌گردد. همچنین بازاریابی محتوا رابطه علت و معلولی ندارد و همچنین اندازه‌گیری نتایج معمولاً کار دشواری است. بازاریابی محتوا یکی از ابزارهای متنوعی است که به وسیله آن می‌توان پیام را به مشتری ارسال کرد و آن‌ها را برای خرید متقاعد نمود. تفاوت دیگر بازاریابی محتوا زمان بر بودن و پر هزینه بودن آن نسبت به تبلیغات می‌باشد.

انسان امروز، تحت هجوم گسترده تبلیغات قرار گرفته‌است. اگر زمانی تبلیغات می‌توانست (هرچند برای کوتاه‌مدت) مزیتی رقابتی بوده و موجب ایجاد یا افزایش سهم بازار شده و فروش را گسترش دهد، امروز برای بسیاری از شرکت‌ها و سازمان‌ها، صرفاً عامل «همپایی رقابتی» است. وقتی چند تولیدکننده بزرگ محصولات یا خدمات مشابه، همگی تبلیغ می‌کنند، تبلیغ کردن مشتری جدیدی نخواهد آورد. اگرچه ممکن است تبلیغ نکردن، مشتری‌های فعلی را از دست ما بگیرد. با فرض پذیرش هجوم تبلیغاتی و اینکه با حفظ استراتژی‌های قدیمی تبلیغاتی، هزینه تبلیغات در مقایسه با نتایج آن، افزایش می‌یابد؛ بنابراین در بلند مدت هزینه‌های بازاریابی محتوا به مراتب کمتر از هزینه‌های تبلیغات خواهد داشت.

تاریخچه بازاریابی محتوا

در سال ۱۸۹۵ جان دیر (به انگلیسی: John Deere) به عنوان یکی از بزرگترین تولیدکنندگان ماشین آلات کشاورزی، راه‌سازی و معدنی بیش از ۱٫۵ میلیون نسخه از مجله و دفترچه معرفی ماشین آلات خود را در ۴۰ کشور جهان در اختیار مشتریان خود قرار داد.

در سال ۱۹۰۰ میشلن(به انگلیسی: Michelin) شرکت لاستیک سازی دفترچه‌ای ۴۰۰ صفحه‌ای با جلد قرمز رنگ را در اختیار مشتریان خود قرار داد که به راهنمایی رانندگان برای برطرف کردن اشکالات احتمالی اتومبیل‌های خود بپردازند.

در سال ۱۹۰۴ ژل او (به انگلیسی: Jell-O) کتاب آشپزی را چاپ و به صورت رایگان در صدر اختیار مشتریان خود قرار داد که توانست به کمک این کمپین به فروشی بالغ بر ۱ میلیون دلار تا سال ۱۹۰۶ برسد.

مرجع: ویکیپدیای فارسی
۳ ۰