‌ پـــــیـام نــورزاد

‌ ‌ ‌رسانـه‌آموزشــے،کاربردیـ و توسعـ‌ـه کسب و کار (ارسال پیامک انبوه تبلیغاتی)

‌ پـــــیـام نــورزاد

‌ ‌ ‌رسانـه‌آموزشــے،کاربردیـ و توسعـ‌ـه کسب و کار (ارسال پیامک انبوه تبلیغاتی)

خوشامدید

۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «آسیب های فضای مجازی» ثبت شده است

درآمد سایت و وبلاگ چیست؟

سایت ها چگونه درآمد کسب می کنند

کسب درآمد وبلاگ و سایت ها

سایت ها چگونه درآمد کسب می کنند؟

۱- کسب درآمد از تبلیغات

اولین و رایج ترین مدل کسب و کار اینترنتی که همه راجع به آن صحبت می کنند، تبلیغات است. در این مدل کسب و کار اینترنتی، شما ترافیک جذب می کنید و در ازای هر کلیکی که روی تبلیغات می شود، پورسانت می گیرید و درآمد کسب می کنید. درآمد اغلب سایت های ایرانی معروف مانند آپارات، ورزش ۳ و … از این نوع است.

شاید شما، چند تبلیغ در سایت خود قرار دهید و مشاهده کنید درآمد چندانی از این مدل کسب و کار بدست نمی آورید. اگر به عمق این مدل کسب و کار اینترنتی بروید، متوجه می شوید با تبلیغات نمی توانید درآمد زیادی بدست آورید، مگر اینکه بازدیدکنندگان خیلی زیادی داشته باشید. منظورم از خیلی زیاد یعنی ترافیک میلیونی در ماه داشته باشید.

همچنین تبلیغات، بیشتر وقت شما را برای حداکثر کردن کلیک مخاطبان می گیرد. بجای اینکه محتوای جذاب و خوبی برای سایت خود تولید کنید، وقت خود را روی تبلیغات اینترنتی می گذارید.

 

۲- کسب درآمد از اسپانسرگیری و اینفلوئنسر مارکتینگ

دومین مدل کسب و کار اینترنتی، اسپانسر گیری است. در این مدل کسب و کار، شما به سراغ شرکت ها می روید و با معرفی کسب و کار و نشان دادن تعداد مخاطبان و ترافیک سایت خود، به دنبال جذب حامی مالی یا اسپانسر هستید. در این مدل کسب و کار باید تیم فروش داشته باشید. باید با افرادی که در صنعت و حوزه شما فعالیت می کنند، ارتباط سازی کنید و این کار، برای اغلب افرادی که می خواهند کسب و کار اینترنتی خود را شروع کنند، دشوار است و برای آنها درآمدزایی ندارد. پس افرادی که در ابتدای کسب و کار اینترنتی خود هستند، بهتر است روی اسپانسرگیری وقت نگذارند.

اینفلوئنسر کیست؟ به افراد شناخته شده و تاثیرگذار در شبکه‌های اجتماعی اینفلوئنسر می‌گویند. این تعریف کلی اینفلوئنسر است. رشد شبکه‌های اجتماعی در روند زندگی مردم و تصمیم‌های‌شان تاثیر مهمی گذاشته و از سوی دیگر، افرادی هم در رسانه‌های اجتماعی با انتشار عکس‌ها و ویدیوهای خود، مخاطبانی را به سمت خود جذب کرده‌اند. اینفلوئنسر ها از زندگی روزمره، حرفه، علاقه‌مندی‌ها و سرگرمی‌های خود، دغدغه‌های خود در زمینه‌های مختلف مثل فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، ورزشی و … شروع به تولید محتوا به صورت عکس و ویدیو می‌کنند و آن‌ها را در صفحه‌ خود به اشتراک می‌گذارند.

این افراد با اسپانسرگیری یا در ازای تبلیغ کالاها و خدمات در شبکه های اجتماعی خود، کسب درآمد می کنند.

 

۳- کسب درآمد از فروش محصولات فیزیکی و فروشگاه های آنلاین

سومین مدل کسب و کار اینترنتی، فروش محصولات فیزیکی است. در این مدل کسب و کار، شما محصولی را تولید می کنید و می فروشید. به عنوان نمونه، وسایل دست ساز. این مدل کسب و کار نسبت به مدل فروش محصولات آنلاین که امکان گسترش داشته و حاشیه سود بالایی دارد، حاشیه سود کمی دارد. همچنین شما هزینه ارسال را نیز در این مدل کسب و کار اینترنتی خواهید داشت

Tasvir01-blog

۴- کسب درآمد از بازاریابی مشارکتی یا همکاری در فروش

چهارمین مدل کسب و کار اینترنتی، بازاریابی مشارکتی یا همکاری در فروش است. در این مدل کسب و کار، شما محصولات دیگران را در سایت خود قرار می دهید و به ازای فروش آنها، پورسانت می گیرید. این نوع مدل کسب و کار اینترنتی هنوز در ایران جا نیافناده است. بزرگترین و معروف ترین سایت همکاری در فروش، سایت آمازون است. شما محصولات دیگران را تبلیغ و تعریف می کنید و وقتی آنها از طریق لینک شما محصول آنها را می خرند، پورسانت می گیرید و درآمد کسب کنید. همکاری در فروش می تواند درآمدزایی خوبی داشته باشد. اما نکته ای که باید به آن توجه داشته باشید اینست که شما مشتریان خود را باید برای خود نگه دارید چون در درازمدت بهترین ارزشی که از سایت خود دارید، مشتریان شما خواهد بود. به همین دلیل به مدل بعدی کسب و کار اینترنتی می رسیم.

 

۵-کسب درآمد از تولید محتوا و محصولات آموزشی

مدل پنجم کسب و کار اینترنتی، فروش محصولات آموزشی است که شما تولید می کنید. کافیست مهارت ها و تجربه هایی که دارید را بصورت پکیج آموزشی در آورید و آن را بصورت اینترنتی به دیگران بفروشید پس وقتی خوابیده اید، مردم محصول شما را می خرند. وقتی صبح از خواب بیدار می شوید، می بینید دیشب فروش داشته اید. درست است که شما برای تولید محصول آموزشی زحمت  می کشید، اما زیبایی این مدل اینست که شما یکبار تلاش می کنید و بارها از آن درآمد کسب می کنید.

 

انواع محصولات آموزشی

  • تولید کتاب الکترونیکی
  • تولید فایل های صوتی
  • تولید فایل های ویدیویی

 

کسب درآمد

 

  • پیام نورزاد

چگونه با افرادی که تازه ملاقات کردیم،مکالمه بهتری داشته باشیم؟

آیا آخرین باری را که با فردی تازه ملاقات داشتید به خاطر دارید؟

شده که احساس کنید از او خوشتان آمده، ولی در مقابل او ازشما چندان خوشش نیامده است؟

محققان خبر خوشی برایتان دارند! این تنها مشکل شما نیست!!!

آیا آخرین باری را که با فردی تازه ملاقات داشتید به خاطر دارید؟ شده که احساس کنید از او خوشتان آمده، ولی در مقابل او از شما چندان خوشش نیامده است؟ محققان خبر خوشی برایتان دارند: این تنها مشکل شما نیست!

به گزارش ان بی سی، گروهی از روانشناسان اجتماعی در دانشگاه اسکس بریتانیا طی یک تحقیق به این نتیجه دست یافته اند که تقریبا عموم مردم بعد از آشنایی با یک نفر تازه چنین احساسی را دارند.

این محققان در یک آزمایش اجتماعی گروهی ناشناس را با یکدیگر آشنا کردند و نظر آنان را تک به تک قبل و بعد از جلسه آشنایی جویا شدند. نتایج این تحقیق در ژورنال «علم روانشناسی» منتشر شده است نشان میداد که تقریبا همه آنان از همصحبتی راضی بوده اند، اما تصور می‌کردند که طرف مقابلشان آنان را به اندازه خودشان جذاب نیافته است.

اما برای اینکه با افراد تازه ملاقات و مکالمه بهتری داشته باشیم چه کار می‌توانیم بکنیم؟ روانشناسان پیشنهاداتی دارند.

شجاع باشید، با نگرانی کمتر


حتی اگر احساس راحتی نمیکنید، شجاع باشید و فقط انجامش دهید. فرد مقابلتان احتمالا بیش از آنچه انتظارش را دارید شما را دوست خواهد داشت.

از حرف زدن با کسی که با شما متفاوت است نترسید.

جولیان سرودر، استاد دانشگاه برکلی آمریکا که تخصصش در زمینه روابط اجتماعی است، می‌گوید تجربه حرف زدن با کسی که متفاوت از شماست میتواند جذاب‌ترین و روشنگرترین تجربه باشد.

کنجکاو باشید


سوال بپرسید و نگران نباشید. یک تحقیق منتشره در ژورنال شخصیت و روانشناسی اجتماعی نشان داده است کسانی که سوالات بیشتری می‌پرسند، از سوی طرف مقابلشان دوست داشتنی‌تر به نظر می‌آیند.

از طرح سوال‌های غیرمعمول نترسید


از سوالات عمومی مثل «چکار می‌کنی؟ کجا زندگی می‌کنی؟» بگذرید و سوالاتی بپرسید که طرف مقابلتان را به فکر کردن ترغیب کند و باعث شود در بحث مشارکت کند. مثل «این نقاشی واقعا من را گیج کرده. یا نمیدانم چرا قطار امروز انقدر شلوغ است؟»

جمله‌های آغازین برای شروع گفتگو‌ها می‌توانند هر کدام دعوتی غیرمستقیم باشند از طرف مقابل برای صحبت و اظهار خود واقعی‌مان.

از طرف مقابلتان تعریف کنید


روانشناسان می‌گویند تعریف و تمجید از طرف مقابل باعث می‌شود آنان احساس خوبی داشته باشند و اضطراب حاصل از صحبت با یک فرد ناشناس را کم کند. در واقع به جای تمرکز روی خودمان که نکند این را اشتباه گفتم یا نکند این را اشتباه بگویم، می‌توانیم با این روش تمرکز را روی طرف مقابل ببریم.

از یک سوژه مشترک صحبت کنید


پیدا کردن سوژه مشترک کار سختی نیست. دستکم‌اش این است که در آن زمان در یک جا ایستاده‌اید و یک محیط را تجربه می‌کنید. شاید محل تولدتان یکی باشد، شاید دوست مشترکی داشته باشید، شاید سرگرمی یکسانی داشته باشید.

روانشناسان می‌گویند ما اغلب تفاوت‌هایمان با دیگران را بیش از آن چیزی که واقعا هست ارزیابی می‌کنیم. در حالیکه در واقعیت ما خیلی نقاط مشترک با یکدیگر داریم بدون اینکه هنوز آن‌ها را بدانیم.

با آدم‌هایی که نمی‌شناسید بیشتر صحبت کنید


هرچه بیشتر با آدم‌های تازه سر صحبت را باز کنید، بیشتر این احساس معذب بودن از بین می‌رود. سوال‌های بهتری می‌توانید بپرسید و با جواب‌های بهتری می‌توانید پاسخ دهید.

ما معمولا می‌ترسیم از اینکه تحویل‌مان نگیرند یادست رد به سینه‌مان بزنند. اما تحقیقات نشان داده است که برعکس، اگر سر صحبت توسط فرد مقابل باز شود افراد تمایل بیشتری به صحبت نشان می‌دهند، چون دیگر از این نمی‌ترسند که چطور بحث را شروع کنند.

منبع: یورونیوز

 

  • پیام نورزاد
چگونه یک شخصیت کاریزماتیک داشته باشیم؟

کاریزماتیک

 

فَرَهْمَندی یا کاریزما (به یونانی: χάρισμα یا «خاریسما») در لغت به معنی جذابیت غیرعادی و دارا بودن صفت‌های ویژه و ممتاز و منحصربه‌فردی است که مورد پسند و ستایش تعداد زیادی از دیگر انسان‌هاست. جاذبه‌ای انفرادی (فردی) که اثری اجتماعی (جمعی) دارد.

واژه کاریزما برگرفته از خاریسمای یونانی به معنای جاذبه ذاتی است که خود از خاریتاس به معنای متانت، جذابیت، برکت، و موهبت می‌آمد. خاریسما در دوره باستان و پیش از سده بیستم کاربرد محدودی داشت و در دو معنا بکار می‌رفت: در معنای اول به جاذبه‌های ظاهری یک نفر اطلاق می‌شد که خصلتی دنیوی داشت، و در معنای دوم از فرهمندی الوهی یا برخورداری از موهبتی آسمانی حکایت می‌کرد و امری اساطیری یا الاهیاتی بود. این کاربرد در فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی نزدیک به فر ایزدی یا شکوه آسمانی است.

از اواسط قرن بیستم و در ادبیات سیاسی و اجتماعی واژه کاریزما به تعبیر غالبی در توصیف چهره‌های سیاسی برجسته بدل شد، چهره‌های مثبت یا منفی که جذابیت مقاومت‌ناپذیری برای توده‌ها داشته، توان اثرگذاری بی‌مانندی بر آن‌ها یافته بودند.

ماکس وبر (حقوقدان، سیاستمدار، تاریخدان و جامعه‌شناس آلمانی) با طرح اقتدار کاریزماتیک باعث گسترش کاربرد این واژه شد.

کاریزما چه سودی برای شما دارد؟

تصور کنید که زندگی شما چگونه خواهد بود:

اگر در آن لحظه ای که وارد یک اتاق می شوید، دیگران بلافاصله متوجه تان شوند، مایل به شنیدن حرف های شما، و مشتاق گرفتن تأییدتان باشند. این یک سبک زندگی افراد کاریزماتیک است. کاریزما باعث می شود دیگران دوست تان داشته باشند، به شما اعتماد کنند، و بخواهند که تحت رهبری تان کار کنند. همین ویژگی است که تعیین می کند: شما یک رهبر هستید یا یک دنباله رو. ایده هاتان فراگیر می شوند یا خیر. و اینکه پروژه های شما به خوبی اجرا خواهند شد یا نه.

چه شما خوش تان بیاید یا نیاید، این کاریزما است که می تواند دنیا را به جلو ببرد. می تواند افراد را به انجام آنچه که شما از ایشان می خواهید وادار کند. و البته، داشتن کاریزما در حیطه شغلی هم بسیار حیاتی است. چه برای یک شغل جدید ثبت نام کرده باشید، و چه بخواهید در سازمان تان پیشرفت کنید، کاریزما برای نیل به هدف کمک تان می کند. مطالعات و تحقیقات مختلف نشان داده اند که افراد کاریزماتیک نمرات شغلی بالاتری می گیرند و از دید مافوق ها و زیردستان، آدم های مؤثرتری هستند.

کاریزماتیک بودن به معنی فرد موفق یا پولدار بودن نیست. حتی به معنیِ نحوه ارائه مطلبی و یا نوع پوشش ما هم نیست. کاریزماتیک بودن یعنی انجام یک سری کارهای خاص…

بعضی از افراد با کارهایی که میکنند احساس مهم بودن در ما ایجاد میکنند.

بعضی از افراد با کارهایی که میکنند احساس خاص بودن به ما دست میدهد.

بعضی از افراد زمانی که وارد جایی میشوند تمام توجه ها را به سمت خود جذب میکنند.

بعضی از افراد ناخودآگاه و بر حسب عادت کارهایی انجام میدهند که دیگران دوست دارند وقت بیشتری با آنها سپری کنند،بیشتر با آنها صحبت کنند و یا حداقل کنار انها باشند.تا توجهات نیز به آنها انتقال پیدا کند.

کاریزما چیست؟

کاریزما، در اصطلاح به خصوصیت کسی گفته می‌شود که بشخصه و یا به عقیده دیگران، دارای قدرت رهبری فوق‌العاده است. این اصطلاح اغلب در علوم سیاسی و جامعه‌شناسی به کار برده می‌شود تا زیرمجموعه‌ای از رهبرانی را که با استفاده از نیروی توانایی شخصی خود می‌توانند تأثیراتی عمیق و استثنایی در پیروان خود داشته باشند، توصیف کنند.

اما خبر خوب اینجاست : کاریزما یک خصیصه ذاتی و اکتسابی است. شما اگر فرد کاریزماتیکی هستید میتوانید آنرا تقویت کنید تا همچنان قدرتش را حفظ کند و اگر فرد کاریزماتیکی نیستید میتوانید آنرا بدست آورید… خیلی ساده.

افراد موفق تنها عادت های موفقی دارند. افراد کاریزماتیک نیز، فقط عادت های کاریزماتیک دارند.
-
شخصیت کاریزماتیک، به کاراکتری گفته می شود که به سبب داشتن برخی ویژگی ها الگوی سایرین محسوب می شود و حتی می تواند برای آنها الهام بخش هم باشد. شخصیت های کاریزماتیک که در دنیا زیاد پیدا نمی شوند، افرادی هستند که می توانند با قدرت خود جمعیت زیادی را تحت تاثیر قرار دهند و آنها را به سمت و سوی خود جذب کنند.‌

وبر، کاریزما را چنین توصیف می‌کند:

ویژگی خاصی از یک شخصیت پدیده رهبری
-
کاریزماتیک یا رهبری مبتنی‌بر جاذبه استثنایی، به‌گونه‌ای از رهبری گفته می‌شود که دارای قدرت و توانایی الهام‌بخشی به پیروان باشد و این در حالی است که توانایی‌ها صرفاً از نیروی شخصیت و تعهد فرد سرچشمه گرفته باشد. در این نوع رهبری، رابطه‌ای بدون استفاده از پاداش‌های مالی و اعمال زور برقرار می‌شود

اگر شما رهبر یک گروه هستید یا می خواهید باشید، کاریزما اهمیت زیادی دارد. زیرا به شما یک مزیت رقابتی، برای جذب و حفظ نخبه ها می دهد. تحقیقات نشان داده که افراد زیر نظر یک رهبر کاریزماتیک، بهتر عمل می کنند، کارشان را مؤثرتر از کار دیگران تلقی می کنند، و نسبت به کسانی که زیردست یک مدیر اثرگذار ولی فاقد کاریزما هستند، اعتماد بیشتری به مافوق خود دارند.

رابرت هاوس (پروفسور دانشکده تجارت وارتو) می گوید که کاریزمای رهبر «باعث می شود زیردستانش هدف او را بسیار جدی بگیرند، از خودگذشتگی های مهمی انجام دهند، و بالاتر و فراتر از ندای وظیفه شان عمل کنند.» آن چیزی که باعث می شود یک فروشنده، پنج برابر همکارانش فروش کند، کاریزما است. این کاریزما است که تفاوت میان نوآورانی که سرمایه گذاران را پشت در منتظر نگاه می دارند و دیگرانی که برای یک وام به بانک التماس می کنند را مشخص می کند.

داشتن شخصیت کاریزماتیک می تواند نقش مثبتی در مدیریت موفق داشته باشد. اما برای داشتن چنین شخصیتی باید ویژگی هایی را داشت که در گزارش پیش رو به تعدادی از آنها اشاره می شود: ‌


 ‌1. صدا‌

‌شاید تعجب آور باشد اما خیلی وقت ها بخصوص در برخورد اول صدای شما می تواند تاثیر زیادی بر مخاطب بگذارد و تا حدی به وی کمک کند تا شخصیت و کاراکتر شما را بشناسد. صدای قاطع و باصلابت یکی از رکن های کاریزماتیک بودن است، چراکه لحن صحبت شما و نوع ریتمی که به حرف زدن خود می دهید، می تواند مخاطب را جذب یا دفع کند. پر واضح است که در این میان هر چه صدا زیباتر باشد، تاثیرگذاری اش هم بیشتر خواهد بود.‌‌ ‌

‌ ‌‌ 2. تجسم کردن‌


قدرت تصویرسازی و تجسم کردن آنچه می خواهید انجام دهید به شما کمک می کند تا در کارتان موفق شوید و در نتیجه این امر در داشتن شخصیتی کاریزماتیک و الهام بخش به شما کمک می کند. تصور و تجسم کاری که قصد انجام آن در آینده را دارید، باعث می شود حساب شده تر هم پیش بروید و حساب شده پیش رفتن یک پای کاریزماتیک شدن است.
‌ ‌

‌‌3. ثبات کاریزماتیک ها


هر باوری که داشته باشند در آن ثابت قدم هستند و به اصطلاح توپ هم باورشان را تکان نمی دهد! آنها از این شاخه به آن شاخه پریدن را نه دوست دارند و نه بلدند. برای آنها عقیده و باورشان و استواری و پافشاری بر آن از هر چیزی مهمتر و پررنگ تر است‌ ‌

‌ ‌
‌ 4. اهمیت دادن به فناوری


‌کاریزماتیک ها برای اینکه از دیگران جا نمانند، در کنار سه ویژگی دیگری که در بالا گفته شد، از فناوری و به روز بودن هم غافل نیستند. برای آنها مهم است که از تازه ترین پیشرفت های فناوری اطلاع پیدا کنند و حتی از آنها به طور کامل استفاده کنند.
به روز بودن و با فناوری های روز پیش رفتن یکی از مهمترین اقداماتی است که در ایجاد شخصیت کاریزماتیک در روزگار ما نقش زیادی ایفا می کند.
-

کاریزما سحر و جادو نیست، مجموعه ای از رفتارهای یادگرفتنی است

بر خلاف نظر عموم مردم، هیچ کس به طور مادرزادی کاریزماتیک نیست. اگر کاریزما یک ویژگی ذاتی بود، آدم های کاریزماتیک همیشه مسحورکننده بودند، ولی این طور نیست. حتی برای یک فوق ستاره هم، کاریزما می تواند یک لحظه حضور داشته باشد و لحظه ای بعد خیر. برخی از این افراد می توانند کاریزمای خودشان را به سادگی فشردن یک دکمه خاموش کنند و کاملاً از رادار محو شوند. برای روشن کردن آن نیز کافی است تغییراتی را در زبان بدن خود (Body Language) ایجاد کند.

در سال های اخیر یک تحقیق گسترده انجام شده که نشان می دهد کاریزما نتیجهٔ رفتارهای خاص غیرشفاهی است، و نه منتج از کیفیت های ذاتی یا جادویی افراد. به همین خاطر است که سطوح کاریزما در نوسانند: حضور آن بستگی دارد به این که آیا فرد مورد نظر، آن رفتارهای خاص را از خود بروز می دهد یا خیر.

آیا هرگز برای شما پیش آمده که کاملاً احساس اطمینان قلب داشته باشید و در یک وضعیت خاص، به اصطلاح «خدایی کنید؟» حالتی که افراد پیرامون تان (حتی اگر برای یک لحظه) کاملاً تحت تأثیر شما قرار گرفته باشند. ما لزوماً این لحظات را به عنوان کاریزما در نظر نمی گیریم و خودمان را هم برخوردار از آن نمی پنداریم. زیرا یک پیش فرض اشتباه داریم: «افراد کاریزماتیک در تمام لحظات و در تمام روزهای زندگی شان، مثل آهن ربا جذب کننده اند.» خیر، نیستند! لطفاً بیدار شوید.

یکی از دلایل اینکه کاریزما به اشتباه پدیده ای ذاتی پنداشته می شود، این است که مثل خیلی از مهارت های اجتماعی دیگر، رفتارهای کاریزماتیک هم به طور کلی در سال های ابتدایی زندگی فرد، آموخته می شوند. در حقیقت، افراد معمولاً متوجه نیستند که دارند آن را می آموزند. بلکه فقط: رفتارهای جدید را امتحان می کنند، نتایج را می بینند، و سپس آنها را بهبود می بخشند. در نتیجه، این رفتارها حالت غریزی به خود می گیرند.

آدم های کاریزماتیک بی شماری را می تواند نام برد که برای به دست آوردن این ویژگی مهم، سخت کار کرده اند و قدم به قدم آن را افزایش داده اند. ولی از آنجا که ما در اوج جذبهٔ فردی شان آنها را شناخته ایم، سخت است که باور کنیم این فوق ستاره ها همیشه به این خوبی نبوده اند. مدیر اجرایی اسبق اپل، استیو جابز، به عنوان یکی از کاریزماتیک ترین مدیران اجرایی دهه اخیر شناخته می شود، و البته که او از ابتدا اینگونه نبود. در حقیقت، اگر نخستین جلسات معرفی محصول او را دوباره تماشا کنید، خواهید دید که خجالتی و بی دست و پا روی صحنه می آمد و حالات رفتاریش، از «بیش از حد نمایشی» تا «کاملاً غیرجذاب» در نوسان بود. ولی او به مرور و در طول سال ها کاریزمای خودش را افزایش داد، و می توانید این پیشرفت تدریجی را در حضورهای بعدی اش به وضوح ببینید.

کاریزما توسط جامعه شناسان، روان شناسان، و محققان علوم رفتاری و فرآیندشناختی، زیر ذره بین مطالعه و تحقیق قرار گرفته و به روش های علمی گوناگون (از تجربه های آزمایشگاهی و مرحله به مرحله گرفته تا پژوهش های زمینه یابی جغرافیایی و تحلیل های تفسیری) بررسی شده است. موضوع این مطالعات، رئیس جهورها، رهبران نظامی، دانشجویان و دانش آموزان، و مدیران تجاری -از سطوح پایین گرفته تا مدیران عامل- بوده اند. به لطف چنین تحقیقاتی، اکنون می دانیم که کاریزما در واقع مجموعه ای از رفتارها است.
-

رفتار کاریزماتیک چگونه است؟‌ ‌

‌وقتی که برای اولین بار کسی را ملاقات می کنیم، به طور غریزی بررسی می کنیم تا ببینیم که آیا او یک دوست بالقوه است یا یک دشمن، و اینکه آیا قدرت و قصد ابراز دوستی یا دشمنی خود را دارد یا خیر. قدرت و قصد، چیزهایی هستند که ما در دیگران ارزیابی می کنیم: «آیا می تواند کوه ها را برای من جا به جا کند؟ آیا اصلاً برایش مهم هست که چنین کند؟» اصلاً برای پاسخ دادن به پرسش نخست است که سعی می کنیم بفهمیم او چقدر ما را دوست دارد. به طور مشابه، وقتی یک آدم کاریزماتیک را ملاقات می کنیم، این حس به ما دست می دهد که او قدرت زیادی دارد و ما را هم بسیار دوست می دارد.

معادله ای که کاریزما را برای شما به ارمغان می آورد، بسیار ساده است. تمام کاری که باید بکنید این است که اقتدار و اشتیاق زیادی در رفتارتان داشته باشید، زیرا رفتار کاریزماتیک متشکل از این دو مبحث است. «مبارزه یا فرار؟» مسئله ای از جنس اقتدار است. «دوست یا دشمن؟» نیز مسئله ای از جنس اشتیاق است.

اما یک بعد مهم دیگر وجود دارد که زمینه ساز این دو کیفیت است: حضور فردی. وقتی مردم تجربهٔ دیدن رفتار یک فرد کاریزماتیک را توصیف می کنند، چه آن فرد کالین پاول باشد یا دالایی لاما، آنها اغلب به حضور فوق العادهٔ او اشاره می کنند. در بحث آموزش مدیران اجرایی، «حضور داشتن» مهم ترین جنبه کاریزمای فردی است. زیرا آنها می خواهند حضور اجرایی یا مدیریتی خود را تقویت کنند و این خواسته درستی است: «حضور شما» زیربنای اصلی کاریزمای شما است، زیربنایی که همه چیز بر روی آن سوار خواهد شد. وقتی شما با یکی از بزرگان کاریزماتیک دنیا هستید، نه تنها قدرت و تعهد مشتاقانه او را احساس می کنید، بلکه این حس را نیز دارید که او کاملاً در اتاق با شما است و به معنای واقعی کلمه «حضور» دارد.

جادوی کاربردی‌

‌بله، گفته شد که کاریزما یک ویژگی جادویی نیست، ولی دیگران را جادو می کند! بالا بردن کاریزمای فردی نیازمند تلاش زیادی است. تلاشی که گاهی سخت، ناخوشایند، و یا حتی ترسناک است. ولی نتیجه آن هم فوق العاده است؛ هم از نظر تعریفی که شما از خودتان دارید و هم از نظر تعریفی که دیگران از شما در سر دارند. این تلاش شامل مدیریت اکوسیستم ذهنی شما، درک و مراقبت از نیازهایتان، و همین طور آشنایی با رفتارهایی است که شما را نزد دیگران فردی کاریزماتیک جلوه می دهد (و نحوه هدایت این رفتارها).

پرورش کاریزما، جادویی کاربردی است: شناختی بی همتا متشکل از چندین دانش گوناگون، که به شما نشان می دهد «کاریزما به راستی چیست و چگونه کار می کند». دنیا بدل به آزمایشگاه فردی شما خواهد شد، و هر بار که یک نفر را ملاقات می کنید، فرصت آزمودن اندوخته هایتان را به دست خواهید آورد. می آموزید که چگونه اثرگذارتر، مجاب کننده، و امیدبخش تر شوید.

و خواهید آموخت که چگونه کاریزمای خود را به اطراف بگسترانید، طوری که وقتی وارد اتاق می شوید، مردم بگویند: «وآو، این دیگر کیست؟»

آیا هنوز هم فکر می کنید که از کاریزما بی نیازید، یا توان پرورش آن را در خود ندارید؟
-

آیا افراد کاریزماتیک مثبت نگر هستند؟
اکثر افراد کاریزماتیک ، مدیران موفق و ثروتمند، موفقیت خود را بیشتر از هر عاملی مدیون خوشبنی و نگرش خوب خود می‌دانند. اگر نگرش درست و دیدگاه خوشبینانه نداشته باشید، چگونه می‌توانید الهام بخش دیگران شوید و بر روی آنها تأثیر بگذارید؟

نگرش شما درباره باران در سفری به شمال کشور می‌توانید هم باعث خراب شدن تعطیلات شما شود و هم به گونه‌ای تعطیلاتتان را جالب‌تر و خاطره‌انگیزتر کند. خوشبینی به شما می‌گوید که مشکلات موقتی هستند و بدبینی مشکلات را دائمی انگاشته و راه خلاصی برای آنها نمی‌بیند. خوشبینی باعث می‌شود که دیگران جذب شما شوند.

مطالعات نشان داده است که افراد خوشبین در مدرسه و در شغلشان افراد موفق‌تری هستند و زندگی طولانی‌تر دارند. بدبین‌ها با افسردگی دست و پنجه نرم می‌کنند و به راحتی تسلیم می‌شوند. خوشبینی و مثبت نگری واقعی چارچوبی ذهنی است که نگاه شما را به دنیا کنترل می‌کند. خوشبینی یعنی داشتن این دیدگاه و تفکر که همه چیز در نهایت خوب و درست خواهد شد (البته به شرطی که تلاش کنیم) اگر واقعاً خوشبین باشید، می‌توانید این حس را به دیگران نیز منتقل کنید و باعث تشویق آنها شوید. خوشبینی یعنی سعی کنید در هر موقعیتی به جنبه‌های مثبت متمایل باشید (و البته مطمئناً خوشبین و مثبت نگر با فرد بی خیال و احمق تفاوت دارد)‌ و به جای تمرکز بروی نکته‌های منفی به دنبال راه‌هایی برای حرکت رو به جلو باشید. مردم به کسانی که نگاهی مثبت به زندگی دارند بیشتر گرایش دارند.

  • پیام نورزاد
چگونه محتوا تولید کنیم؟

«تهیه مطلب چه به صورت نوشتاری و غیر نوشتاری برای وب‌سایت‌ها و شبکه‌های اجتماعی»را تولید محتوا گویند.هر مطلبی که شما در وب‌سایت‌های مختلف و شبکه‌های اجتماعی مشاهده می‌کنید، یک محتواست. به فرایند تولید این مطالب، تولید محتوا می‌گویند که تکنیک ساده‌ای نیست و نیاز به دانش تخصصی دارد. کسی که در این حوزه وارد می‌شود فقط نباید علم تولید محتوا را بداند، بلکه باید دانش بهینه‌سازی سایت برای گوگل، ادبیات و تکنیک نوشتن به زبان خودش را بداند و همیشه نسبت به آخرین اخبار حوزه خود به‌روز باشد. تا چند سال پیش تولید محتوا را بیشتر متنی در نظر می‌گرفتند اما با توجه به تغییر گرایش کاربران به محتوای ویدئویی و عکسی و توجه گوگل به آن‌ها، محتواهای مختلف بیشتر مورد توجه قرار گرفته است. ‌

تولید کننده محتوا کیست؟

به  کسی که دانش تولید محتوا برای سایت و مدیریت و برنامه‌ریزی محتوایی وب‌سایت را دارد تولید کننده محتوا می‌گویند. در واقع تولید کننده محتوا باید چندین دانش زیر را داشته باشد:

انواع محتوا را بشناسد.

انواع وب‌سایت‌ها و هدف آن‌ها را بشناسد.

برنامه‌ریزی برای تولید محتوا یا همان استراتژی محتوایی را خوب بداند

تولید کننده محتوا باید بتواند بهترین نوع مطلب را بر اساس انواع وب‌سایت، هدف و کاربران آن برنامه‌ریزی و تولید کند. تولید کننده محتوا فقط نویسنده مطالب نیست، البته تجربه این کار را باید داشته باشد اما باید بیشتر بتواند نوع محتوای مناسب را اول از همه تشخیص دهد و آن را مدیریت کند.

می‌توان تولید کننده محتوا را کسی معرفی کرد که خوراک سایت و دیگر انواع محتوا را تولید می‌کند. حالا این مطلب می‌تواند متن ویدئو یا عکس باشد. کسی که تولید ویدئو می‌کند الزاماً تولید کننده محتوا نیست؛ فقط بلد است بر اساس سناریوی از قبل تعیین شده، ویدئویی را بسازد. حتی طراح گرافیک بر اساس متن و هدف تعیین شده توسط تولیدکننده محتوا، طرحی را آماده می‌کند. پس اساس انواع محتواها متن است؛ اما حالا این سؤال پیش می‌آید که چگونه می توانیم چنین متنی را تولید کنیم؟ در این مطلب بیشتر موارد پایه و اصلی برای شروع تولید محتوا بیان می‌شود. امیدواریم در مطالب بتوان توضیحات بیشتری در این خصوص نوشت.تولید محتوا به دو بخش فنی و غیر فنی تقسیم می‌شود. اول از همه باید بخش غیر فنی را قوی کرد. فرد فعال در این حوزه باید عاشق نوشتن باشد. نوشتن یک متن ساده برای وبلاگ یک سناریوی ساده سه ساعته چهار سال حداقل زمان شما را می‌گیرد. پس اول از همه صبر داشته باشید و زود خسته نشوید. به‌ویژه در اوایل کار که گاهی مجبور به کار کردن با هزینه پایین می‌شوید، باید تحمل کنید. دوم، ازآن جا که پایه و اساس انواع محتواها متن است چه در مطلب وبلاگ، چه در ویدئو و چه در عکس از متن استفاده می‌شود، این متن نباید غلط نگارشی یا مفهومی داشته باشد. ازاین‌رو باید تولید کننده محتوا ادبیات خود را قوی کند. شما وارد هر کشوری شوید و درخواست کار در حوزه تولید محتوا را داشته باشید، اول از شما می‌پرسند که آیا به ادبیات ما وارد هستید یا خیر. پس باید زبان فارسی را به خوبی بدانید و در انجمن‌های ویراستاری شرکت کنید. از همه مهم‌تر این که رمان بخوانید و دایره لغات خوبی داشته باشید. بهترین کار برای افزایش دایره لغات خواندن رمان و کتاب شعر است.

حتی اگر ۲۰ سال هم در این موضوع کار کرده باشید، باز هم باید دانش خود را در حوزه نگارش و کلمات به‌روز نگه دارید. اما برای این که تولید کننده محتوای قوی در این بازار باشید باید چندین نکته را رعایت کنید که در ادامه چنین نکاتی را بیان می‌کنیم:

تولید کننده محتوا فقط کار نوشتن را انجام نمی‌دهد بلکه باید با تکنیک‌های بهینه‌سازی سایت و گوگل آشنا باشد؛ یعنی بداند که چه نوع محتوایی از نظر گوگل مناسب است و چه محتوایی جریمه می‌شود. بداند که محتوای او چه ساختاری باید طبق نظر گوگل داشته باشد. البته لازم نیست که متخصص سئو باشد اما باید تکنیک‌های آن را در حد متن بداند. برای مثال در واقع باید بداند که متا تگ ها چیست و چگونه باید نوشته شوند، نشانی صفحه باید چگونه نوشته شود و چه نکاتی در سئو عکس و ویدئو رعایت شود. همچنین کلمات کلیدی را بشناسد و به خوبی آن‌ها را در متن و در مکان مناسب به کار ببرد.

باید با انواع محتوا آشنا باشد. اول از همه باید تسلط کامل بر قالب محتوای مبتنی بر گوگل داشته باشد. قالب محتوایی که در سایت نوشته می‌شود با کتاب کاملاً متفاوت است. در سایت کاربرها بیشتر به دنبال پیدا کردن پاسخ سؤال خود هستند؛ پس باید بداند که چگونه متن را بنویسد و چه قالبی را به کار ببرد که کاربر سریع پاسخ خود را پیدا کند. به این متن کاربرپسند می‌گویند.  همچنین او باید بداند که اکنون چه نوع محتوایی باید در فلان بلاگ سایت یا صفحه شبکه اجتماعی استفاده شود. لازم نیست او متخصص تولید ویدئو یا طراح گرافیک باشد بلکه باید بداند چه نوع محتوایی به کار گرفته شود، موضوع آن چیست و چه مطلبی باید برای آن‌ها نوشته شود. تولید ویدئو، کار گرافیکی یا تولید پادکست را متخصص مربوط به خودش انجام می‌دهد. این گروه برای این که بتوانند متن خود را تولید کنند، نیاز به محتوانویس دارند. پس تولید کننده محتوا باید تا حدودی با تکنیک‌ها و چالش‌های تولید ویدئو و انواع دیگر محتوا آشنا ‌باشد.

باید اهل مطالعه باشد و دانش خود را به‌روز کند. خود ماهیت نوشتن تغییر نمی‌کند؛ اما تکنیک نوشتن برای گوگل همیشه در حال تغییر است. متنی که در ۳۵ سال پیش استفاده می‌کردید، امروز دیگر کاربرد ندارد. پس باید بدانید که الآن تغییر محتوا در گوگل به چه سمتی است و چه نوع محتوایی را باید به کار ببرید. برای همین همیشه باید سایت‌های منبع و مرجع را شناسایی و آن‌ها را هرروز مطالعه کند.

توانایی مدیریت محتوا را داشته باشد یعنی بداند که الآن با توجه به ساختار سایت یا شبکه چه نوع محتوایی باید به کار گرفته شود و ماه دیگر چه محتواهایی باید نوشته شود.

از آخرین تغییرات حوزه کاری که برای او می‌نویسد، آگاه باشد؛ یعنی بداند که اکنون در حوزه کاری او چه چیزی ترند است، مردم به چه چیزی نیاز دارند و چه تغییراتی به وجود آمده است.

تولید محتوا فقط نوشتن نیست، شما اگر کار نوشتن بکنید نویسنده خواهید بود. چند ماه بعد هم این کار را ترک خواهید کرد اما اگر می‌خواهید یک تولید کننده محتوای موفق باشید باید کسب‌وکار خود را خوب بشناسید، نیازش را بدانید، کاربرانش را بشناسید، دانش خود را در حوزه کسب‌وکار به‌روز نگه دارید، انواع قالب و محتوا را بشناسید و در نهایت همراه با تغییرات گوگل پیش بروید.

  • پیام نورزاد
فرصت ها،مزایا و اشکالات فضای مجازی

از جمله مواردی که می‌توان از آن ها به عنوان فرصت‌ و به تعبیری، نقاط قوت استفاده از فضای مجازی نام برد عبارتند از:

1 – عمومی بودن فضای مجازی که به هر فردی در هر نقطه از جهان امکان میدهد از طریق این فناوری به آسان ترین وجه، جدیدترین اطلاعات مورد علاقه خود را بدست آورد و مرزهای جغرافیایی یا سیاسی تا‌کنون نتوانسته جلوی استفاده از فضای مجازی و گسترش روزافزون آن را بگیرد.

2 – کاهش هزینه‌های اقتصادی، اجتماعی و …با استفاده از امکانات موجود در فضای مجازی، که در بسیاری از روابط اقتصادی و اجتماعی دیگر نیازی به مراجعه‌ی حضوری برای خرید کالا یا خدمات نیست و طبیعی است که این امر باعث کاهش قابل توجهی از هزینه‌های اقتصادی می‌شود. کاهش رفت‌ و آمدهای غیر ضروری درون‌ شهری و در نتیجه کاهش مصرف انرژی و کاهش آلودگی هوا. همچنین کاهش مصرف کاغذ و هزینه‌های چاپ و نشر و سایر هزینه ها با استفاده از امکانات موجود در فضای مجازی

3 – دستیابی آسان به آخرین اطلاعات تخصصی در زمینه های مختلف اعتقادی، اجتماعی، اقتصادی، هنری و … که در سطح جهان بصورت مقاله، کتاب، نرم افزار و … در سطح جهان منتشر شده و میشود.

4 – تبادل اطلاعات و تاملی بودن روابط و ارتباطات در فضای مجازی بدون محدویت‌های حاکم بر دیگر رسانه‌ها که معمولا در آن ها عده ای گوینده و نویسنده هستند و جمع دیگری صرفا شنونده و خواننده

5 – جذابیت و تنوع در فضای مجازی و مخاطب محور بودن اغلب داده ها در آن، بطوریکه امکان نظر‌سنجی و ارزیابی در این فضا برقرار و به روزتر است و این توانایی را به داده‌پردازان می‌دهد که از آخرین خواسته‌های مخاطبان خود مطلع گردند که این امر در کنار تنوع و جذابیت فضای سایبری تأثیر بسزایی در جذب مخاطب دارد.

6 – گسترش عدالت رسانه‌ای: در گذشته فقط افراد خاصی آنهم در شهرهای بزرگ می‌توانستند به مطبوعات و نشریات دسترسی داشته و از اخبار روز و رویدادهای اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و … مطلع شوند و حال آنکه با وجود فضای مجازی و فناوری‌های گوناگون اطلاعاتی و ارتباطاتی، تمام افراد حتی در دورترین نقاط نیز می‌توانند به شکل برابر، از این اطلاعات مطلع و از آن بهره برداری کنند.

7 – گسترش تعاملات و تبادل نظرها با سرعت بسیار بالا در فضای مجازی و بخصوص در «شبکه‌های اجتماعی» که این امکان را فراهم می سازد که افراد به تبادل آراء و افکار بپردازند و…

این موارد و مزایای احتمالی دیگر فضای سایبری، باعث گرایش هرچه بیشتر افراد به حضور در فضای مجازی شده و فراگیری آن را بشدت افزایش داده است.

در عین حال ذکر این نکته ضروری است که نگاه تک بعدی به هر وسیله و دستاورد بشری، چه مثبت باشد و چه منفی، باعث دوری انسان از حقیقت آن موضوع می شود و موضوع اینترنت و فضای مجازی از این امر مستثنی نیست.

زمانی که اینترنت و دیگر ابزارهای نوین ارتباطی، تولید و مورد استفاده قرار گرفتند بسیاری از افراد بر این باور بودند که سهولت در برقراری ارتباطات بزرگترین دستاورد برای بشر می باشد اما حقیقت آن است که فناوری های نوین ارتباطی در کنار خدماتی که برای سهولت ارتباطات انسانی داشته اند، آسیب های بسیاری را نیز به جامعه بشری تحمیل نموده اند.

اطلاع یافتن کاربران از آسیب های اجتماعی و تهدیدات فضای مجازی می تواند در پیشگیری از پیامدها و کاهش اثرات مخرب این فضا بسیار موثر باشد. پیامدهایی مانند دور کردن افراد خانواده از یکدیگر، ایجاد اعتیاد روانی، به خطر افتادن امنیت شخصی، طلاق عاطفی، ایجاد روابط خارج از چارچوب خانواده، بلوغ زودرس، کاهش روابط و تعاملات اجتماعی از جمله اثرات مستقیم و غیر‌مستقیم فضای مجازی شمرده می‌شوند.

صاحب نطران و پزوهشگران علوم انسانی معتقدند که ورود اینترنت به فضاى زندگى انسان ها در کنار مزایا و محاسن غیر قابل کتمان، باعث بوجود آمدن یکسرى دغدغه­ ها و نگرانی ها شده و روابط افراد را بشدت تحت تاثیر قرار داده است که باختصار به بعضی از آنها اشاره می‌شود:

1- القای فرهنگ لیبرال دمکراسی: مهمترین آسیب وارده از ناحیه فضای مجازی به جوامع بشری، هضم فرهنگ های اصیل بومی در فرهنگ «لیبرال دمکراسی» غرب است و این آسیب رسانی در تمام جوامع، موضوعیت داشته و محدود به جامعه­ و یا اقلیتی خاص نمی­ شود.

2- ایجاد آشفتگی در خانواده ها: شکستن حرمت ها و قبح شکنی از گناهان همراه با ایجاد آشفتگی در اصلی ترین عنصر سازنده ی جامعه یعنی "نهاد خانواده” که این کار با هدف از بین بردن نقش سازنده خانواده در تربیت فرزندان صورت می‌گیرد.

3- افزایش هنجار شکنی در جامعه: ویژگی های فضای مجازی موجب بالا رفتن آمار جرم و اعمال مجرمانه و تشدید آسیب های اجتماعی شده و ارزش های انسانی مانند اخلاق خانوادگی، حیا، حریم خصوصی، آموزهای سنتی و آداب و رسوم فرهنگی را مورد تاخت و تاز قرار داده است که نتیجه ی این تهاجم، درگیر نمودن نهاد خانواده با چالش های و تهدیدات جدی و کم رنگ شدن بسیاری از «ارزش های اجتماعی» برای افراد است.

4- جهانی سازی از طریق تبلیغ و القاتی فرهنگ غربی: درگذشته، افرادی که در یک محدوده‌ی جغرافیایی زندگی میکردند، دارای فرهنگ مخصوص همان محدوده بوده و از آن پیروی می‌کردند اما با گسترش فضای مجازی، این مرزهای فرهنگی از میان رفته و در نتیجه فرهنگ کاربران فضای مجازی تا حدود زیادی به هم شبیه‌تر شده است تا جایی که بسیاری از صاحب‌نظران حوزه‌ی ارتباطات، فضای مجازی و شبکه‌های اجتماعی را بخشی از پروژه‌ی «امریکایی شدن» می دانند که وظیفه دارند فرهنگ تمام مردم دنیا را به فرهنگ غرب نزدیک کند.

5- کمرنگ شدن نقش نظارتی خانواده ها: بسیاری از والدین به دلیل ویژگی­های خاص فضای مجازی و نو بودن این پدیده، فرصت و یا توان کافی برای شناخت دقیق این فضا و کاربردهای آن را به دست نیاورده­ اند که این عدم آشنایی با فضای سایبری در کنار استفاده روزمره نوجوانان و جوانان و حتی کودکان از این فضا باعث شده است که یک فضای محرمانه و خصوصی بدون احساس وجود ناظر برای فرزندان ایجاد شود و آنها بدون دغدغه به سایت ها و احیانا شبکه های مختلف مجازی دسترسی یافته و به دلیل ویژگی­ های سنی و کنجکاوی­ های خود، از فضاهای ناسالم موجود در اینترنت متأثر شوند که این مساله در بلند مدت باعث تغییر رفتار فرد و به تبع آن جامعه می شود که معمولا در مغایرت با عرف و ارزش های سنتی خانواده ها است.

6- تعارض ارزشها و باورهای اجتماعی: ورود اینترنت همراه با ارزش های غربی، چالش های جدیدی را در جوامع مختلف به وجود آورده است. قدرت های غربی و صاحبان بزرگ کارتل های اقتصادی از ظرفیت های فضای مجازی برای نیل به اهداف خود سوء استفاده کرده و در تلاش هستند که با حاکمیت ایدئولوژی «سرمایه داری» تمامی حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی سایر جوامع را پذیرای عقاید خود سازند.

7- اختلال در شکل گیری شخصیت: عناصر سه گانه هویت، یعنی خود شخص، فرهنگ و جامعه، در تکوین شخصیت هرفرد نقش مهمى را ایفا مى‏کنند. از آن جا که فضای سایبری، صحنه ای فرهنگى و اجتماعى است که کاربر را در موقعیت‏ هاى متنوع، نقش ‏ها و سبک‏ هاى زندگى قرار مى دهد، زمینه ای است برای آسیب پذیری شخصیت کاربر و در بسیاری از مواقع، چند شخصیتی شدن فرد می‌شود.

8- به خطر افتادن حریم شخصی: گردانندگان شبکه های اجتماعی با تجاوز به حریم خصوصی کاربران تجاوز کرده و اطلاعات شخصی افراد را در اختیار مراکز اطلاعاتی و امنیتی، شرکت های تجاری و سایر مراکز متقاضی قرار میدهند. در هنگام نصب برنامه شبکه های اجتماعی، کاربر به سایت مربوطه اجازه میدهند تا اطلاعات شخصی او را با منابع خارجی به اشتراک بگذارد؛ بدون اینکه تنظیماتی بری غیر فعال کردن این موضوع وجود داشته باشد.

9- شکاف نسلها: استفاده از اینترنت شکاف میان نسل ها را بیشتر کرده و با ورود وسایل و تکنولوژی‌های جدید به عرصه خانواده‌ها، شاهد هستیم که اعضای خانواده ساعت های متمادی در کنار یکدیگر می‌نشینند، بدون آنکه حرفی برای گفتن داشته باشند. امروزه نشست های خانوادگی که در آن والدین و فرزندان درباره موضوعات مختلف خانوادگی و کاری با هم گفتگو کنند، رو به کاهش است. روابط موجود میان والدین و فرزندان رو به سردی گرائیده و دو نسل به دلیل داشتن تفاوت‌های اجتماعی، زندگی را از دیدگاه خود تفسیر می‌کنند.

10- اعتیاد به اینترنت: یکی از آسیب های اینترنت، اعتیاد به آن است که افراد معتاد به این ابزاز، بعلت استفاده افراطی از اینترنت، با معضلات زیادی گریبان گیر هستند و این نوع اعتیاد مدرن، در جامعه ما نیز با گسترش روزافزون استفاده از اینترنت، رشد فزاینده ای پیدا کرده است که خود آغاز یک آسیب بزرگ برای نیروی انسانی کشور می باشد. قابل ذکر است که ترک این نوع اعتیاد، سخت تر و پرهزینه تر از سایر اعتیادها است.

11- گسترش ارتباطات نامتعارف و سوء استفاده های جنسی: اینترنت به دلیل تسهیل ایجاد روابط دوستانه و عاشقانه، زمینه رفتارهای غیر اخلاقی را فراهم ساخته و موجب سهولت خیانت در روابط زناشویی و ایجاد روابط نامشروع و همچنین سوء استفاده جنسی شده است.

12- تضعیف اعتقادات و گسترش شبهات فکری: طرح و نشر انواع شبهات در فضای مجازی، موجب تزلزل در باور کاربران سست عقیده، کم‌اطلاع و زودباور می‌شود. اتاق های فکر متعدد در مراکز امنیتی و فرهنگی نظام سلطه تشکیل گردید و بطور دائم در حال تولید و ایجاد بدعت، تحریف و شبهه در حوزه های دینی، فرهنگی، تاریخی و … می باشند که این موارد با توجه به انفعال و کم کاری دستگاههای ذیربط و در مواردی باور نداشتن شبیخون فرهنگی و جنگ نرم دشمنان از سوی مسئولین مربوطه، خسارت و صدمات جبران ناپذیری بر فرهنگ و بینش مخاطبان و بخصوص جوانان وارد کرده است.

لازم به یادآوری است علاوه بر موارد ذکر شده، آسیب های متعدد دیگری نیز از ناحیه ورود ابزارهای مدرن رسانه ای، به جوامع بشری تحمیل شده است که از آن جمله می توان به؛
رواج «تفرّد» و کاهش روحیه‌ی مسئولیت‌پذیری، در معرض خطر قرار گرفتن روابط چهره به چهره، کم‌رنگ شدن ارزش‌های مترقی، جعل هویت و کلاه برداری، رواج سطحی‌نگری فکری، مزاحمت ها و جرایم سایبری، ترویج روحیه ثروت اندوزی زندگی اشرافی، اتلاف زمان، ترویج تبرج و تن آرایی، کاهش کارآمدی افراد، گسترش اباحه‌گری، به خطر افتادن حقوق مادی و معنوی مولفین از جمله کپی رایت، افسردگی و انزواو … اشاره کرد.

خلاصه اینکه تکنولوژی‌های جدید ارتباطی و به خصوص فضای مجازی، در عین اینکه کاربرد های مثبت داشته و مخاطب را از رخدادها و وقایع مطلع نمایند، محدودیت‌ها و امکاناتی را در خود دارند که کاربر را به خود وابسته کرده و امکان تحلیل را از وی سلب می نمایند به این معنی که مخاطب این رسانه‌ها، دانستن را مقدم بر تحلیل کردن می‌داند و این نخستین قدم برای از بین رفتن تفکر انتقادی و نقاد در جامعه‌ است.

منبع:تسنیم

  • پیام نورزاد
‌  پـــــیـام نــورزاد

☆ رســانـه تـخــصصیــے پـــیـامـ نــورزاد ☆
ارسال پیامک انبوه تبلیغاتی فارابی اس‌ام‌اس
‌ آموزش تولــــــید محتوا
‌ ‌ آموزش ساخت تیزر
آموزش ساخت و تولید کلیپ و عکس نوشته
آموزش جذب حداکثری مخاطب هدف به کسب و کار
‌ آموزش بازاریابی و تبلیغات آنلاین و مارکتینگ
‌ ‌ برنامه نویسی اندروید
...و هزاران آموزش و فعالیت های هدفمند دیگر..!

لطفا با من در ارتباط باشید؛نظرات شما انگیزه بیشتری برای آموزش ها و فعالیت های هـدفمند و کاربردی میکنـ‌هـ

جدیدترین کامنت